« پاره‌فکرهای بن‌کاوانه (9) | صفحه‌ی اصلی | بهار دلکش دمید و دل به جا نباشد »

کلاف سر در گم عینیت

عمومیت تجربه (1)
این‌گونه تصور شده که عمومیت یک تجربه، که در آن افراد متفرق، به نحو دقیقا یکنواختی سهیم‌اند، گواهی بر صحت و عینیت آن تجربه فراهم می‌آورد. فرض شده که چیزی در "بیرون" هست که عینا اذهان مشاهده‌گران را تحت تاثیر قرار می‌دهد. چنین نتیجه گرفته شده که یک تجربه‌ی مشترک، اطلاعاتی در مورد جهان، آن‌چنان که هست، به ما می‌دهد.
اما یک تجربه‌ی مشترک، ممکن است نتیجه‌ی صرف خصیصه‌ی منحصر به فرد ذهن بشری باشد. این تجربه ممکن است بیشتر در باب مغزهای مشاهده‌گران و فرایندهای عصبی آنان به ما بیاموزد تا در مورد "عامل" خارجی مستقل. اطلاعاتی که در یک تجربه، که برای بسیاری مشترک است، آشکار می‌شود، ممکن است به جهان، مشاهده‌گران، و تعامل میان جهان و مشاهده‌گرانِ مذکور، مربوط باشد.
میلیون‌ها نفر در نقاط مختلف جهان و در زمان‌های مختلف، بشقاب پرنده‌ها را مشاهده کرده‌اند. آیا این اثبات می‌کند که بشقاب پرنده‌ها وجود دارند؟ خیر، چنین نمی‌کند. این تجربه‌ی عمومی، می‌تواند نتیجه‌ی شبکه‌ی مشترک مغز انسان‌ها باشد که عینا به محرک‌ها (با تشخیص دادن آن به عنوان یک بشقاب پرنده) پاسخ می‌دهد. 
 


1. ترجمه‌ی مدخل experience, common از دایره المعارف فلسفه (cyclopedia of philosophy) نوشته‌ی سام وکنین (Sam Vaknin) ویراست نخست،  منتشر شده توسطA Narcissus Publications Imprint, Skopje 2004 .

 

مطالب مرتبط

از تعبد در دین تا تعبد در فلسفه

درنگی روش‌شناختی

نگاه دختر عاقل به نامه‌ی عاشقانه

دکتر بهشتی در مشهد (2)

دکتر محمدرضا بهشتی در مشهد (1)

که من از جریده‌ی مدرسه سرشار شدم

درباره‌ی مرگ به مثابه‌ی موضعی معرفت‌شناختی

مراد ما از فلسفه کاربردی چیست؟ (بخش دوم) جاناتان دال هنتی

مراد ما از فلسفه کاربردی چیست؟ (بخش اول) جاناتان دال هِنتی

در کیستیِ روشنفکر

ترک‌بک

آدرس ترک‌بک برای اين مطلب
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/1186

نظرها

خوب شد گفتم ساده تر بنویس این شد اگه میگفتم ثقیل تر بنویس حتما به خط میخی می نوشتی وفرهنگ آریایی های زمان کوروش ؟؟؟؟؟؟

خوب شد گفتم ساده تر بنویس این شد اگه میگفتم ثقیل تر بنویس حتما به خط میخی می نوشتی وفرهنگ آریایی های زمان کوروش ؟؟؟؟؟؟

خدا شاهده محمد موقعی که بعد از ظهر امروز (ساعت از 12 گذشته دیروز) داشتم این متن را ترجمه می‌کردم یاد حرف تو بودم و حدس می‌زدم که چنین بنویسی. ضمنا پسر هر چه زنگ زدم پیدای‌ات نکردم ها.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)